ناظم الاسلام كرمانى
322
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
تقاضاى عدالتخانه ميكنند تأسيس عدالتخانه و تشكيل آن بطور صحيح ضررى بر دولت وارد نخواهد آورد اگر دولت بر طبق ميل ملت رفتار نكند هم مخالف قول خود را نموده و هم در نزد خالق و مخلوق مسئول است . وزير دربار ( امير بهادر ) گفت خير چنين نيست صلاح دولت بر عدم اجراء دستخط است البته بايد اين دستخط اجراء نشود چه اگر عدالتخانه برپا شود آنوقت پسر پادشاه با بقال مساوى خواهد بود و نيز ديگر هيچ حاكمى نميتواند دخلى بكند و راه دخل امناء دولت مسدود خواهد شد . احتشام السلطنه گفت جناب وزير دربار ديگر بس است دخل تا كى ظلم تا چهوقت مردم را ذليل و رعيت را بچه اندازه فقير ميخواهيد دخل و جمع مال حدى دارد خوبست قدرى به حال رعيت رحم كنيد ملت را با دولت طرف نكنيد رعيت را از شاه دلخور نخواهيد علماء و روحانيين را دشمن شاه قرار ندهيد . حاجب الدوله گفت اگر عدالتخانه برپا شود سلطنت منقرض خواهد شد . ناصر الملك وزير ماليه گفت بلى چنين است امروز صلاح نيست هنوز در ايران وقت تأسيس مجلس نيست عدالتخانه منافى با اين سلطنت است . وزير دربار گفت جناب احتشام السلطنه شما كه از قاجاريه ميباشيد نبايد راضى شويد برفتن سلطنت از اين خانواده . احتشام السلطنه گفت و اللّه قوت دولت و ترقى سلطنت با اتفاق و همراهى ملت است امروز كوكب اقبال دولت طلوع نموده كه ملت در مقام اصلاح نواقص برآمده است قدر بدانيد با ملت متفق شويد دست بهم داده نواقص را تكميل كنيد دولت را صاحب اعتبار و مايه كنيد قانونى در ايران داير كنيد كه احدى تخلف از آن نتواند ديگر دخل بس است ظلم كفايت است شاه را بدنام نكنيد دولت را مفتضح نسازيد . امير بهادر روى به اتابك نمود و گفت احتشام السلطنه خيال دارد شاه را ضعيف كند احتشام السلطنه گفت من ميل دارم پادشاه و ولىالنعمى خود را مانند امپراطور آلمان و انگليس مقتدر و صاحب اعتبار بهبينم لكن شما ميخواهيد پادشاه را مثل خديو مصر و امير افغانستان نمائيد . امير بهادر گفت من تا جان دارم نميگذارم عدالتخانه برپا شود خوب است شما كه احتشام السلطنه ميباشيد برويد به مملكت آلمان و خدمت براى امپراطور آلمان كنيد آقاى من پادشاه من اينگونه خدمات را لازم ندارد . عين الدوله ديد مقصودش به عمل آمد و بيش از اين صلاح نيست چشم و گوش مردم باز شود گفت من بايد اين مذاكرات را خدمت اعليحضرت عرض كنم و از خود شاه تكليف بخواهم مجلس منقضى گرديد چند روز بعد از آن احتشام السلطنه مأمور برفتن بسرحد ايران و عثمانى و از طهران خارج شد . تبعيد احتشام السلطنه با تبعيد سعد الدوله تفاوتى كه داشت اين بود كه احتشام السلطنه محترما تبعيد